السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

39

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

پس محمّد بن عبيد اللَّه روايت نموده كه : من از منصور اذن گرفتم و رخصت طلبيدم كه اراده دارم كه به زيارت حضرت امام جعفر صادق روم . پس اجابت نمود و ابا نكرد و چون به خدمت آن حضرت رسيدم و سلام بر او كرده سؤال نمودم و گفتم كه به حقّ جدّت رسول اللَّه [ صلّى الله عليه و آله ] كه مرا تعليم نماى آن دعايى را كه مىخواندى در آن وقت كه داخل بر ابى جعفر منصور شدى و شرط نمودى كه ديگر شما را بدون شغلى طلب نكند . پس بر من اين حرز را خواندند و فرمودند كه بدرستى كه اين حرزى است جليل القدر و دعائى است عظيم المرتبه هر كه آن را در وقت صبح بخواند در حفظ و امان خدا باشد تا به شب و هر كس كه اين را در وقت شام بخواند در حفظ و پناه خداى تعالى باشد تا به صبح و به تحقيق اين دعا را به من پدرم جامع علم اوّلين و آخرين امام محمّد باقر تعليم نموده است و او اخذ نموده از پدر خود سيّد العابدين و ايشان از پدر خود سيّد الشهداء ، حضرت امام حسين از برادر خود سيّد الأصفياء كه او از پدر خود ، سيّد اوصياء نقل فرموده‌اند از محمّد مصطفى و سيّد انبياء صلوات اللَّه و سلامه عليهم اجمعين الطيبين الطاهرين كه اين حرز را از كتاب خداى عزيز بيرون آوردند كه او را باطل از پيش روى او و نه از عقب سر او وارد نمىشود و از جانب شخصى نازل شد كه حكيم و حمد كرده شده است ( يعنى خداى تعالى ) . [ و حرز اين است ] : ابتدا مىكنم به نام خداى بخشندهء مهربان سپاس از براى خداست كه راه نموده مرا به سوى اسلام و بخشش نموده مرا به ايمان و شناسانده مرا دين حقّى « 1 » كه از او برگردانيده مىشوند و شناسانده به من خبر بزرگى را « 2 » كه ايشان در آن اختلاف‌كننده‌اند و منزه است خدايى كه بلند نموده است آسمان را بدون ستونى كه مىبينيد آن را و خلق نموده است بهشت‌هاى جاودان را « 3 » بىمنتهائى كه مىرسيد آن را ، و نيست خدائى مگر خدا كه شامل است نعمت او ، دفع‌كننده است مر عقوبت را ، وسيع است رحمت او ، و خدا بزرگتر است ، صاحب قدرت و پادشاهى قوى است و صاحب ايجاد نمودن چيزهاست بىنمونه‌اى ، و صاحب شأن بلند و حساب زود و آسان است . خداوندا رحمت فرست بر محمّد كه بندهء تو و فرستادهء

--> ( 1 ) يعنى دين اسلام ، كه در بسيارى از احاديث و تفسير اهل بيت عليهم السلام ، واقع شده است . ( 2 ) مراد از نبأ عظيم امير المؤمنين عليه السّلام است ، چه طائفهء شيعه او را خليفه و امام بلا فاصله مىدانند ، و طائفهء غالى او را خدا مىدانند ، و اهل سنت او را خليفهء رابع مىدانند ، و مخالفت گفتهء خدا و پيغمبر و بيعت روز غدير خم نمودند . و بعضى از مفسّرين نبأ عظيم را به روز قيامت و خبر حشر و نشر تفسير نموده‌اند ، چه بعضى از ملاحده منكر حشرند ، و بعضى از ايشان قائل به حشر روحانىاند ، و معاد جسمانى را منكرند و طائفهء مؤمنان ، به قيامت و حشر جسمانى قائل‌اند و ادلّهء بسيار دارند . و بعضى از مفسّرين آن را به پيغمبر تفسير نموده‌اند ، زيرا جمعى از كفّار مىگفتند كه ساحر است ، و برخى مىگفتند كه مجنون است ، و طائفه‌اى آن حضرت را شاعر مىدانستند ، و به معانى ديگر نيز تفسير شده كه ذكر همهء آنها باعث طول سخن مىشود . مترجم گويد كه معنى اوّل اصحّ و در اين مقام انسب است چنان كه بر متأمّل مخفى نماند و ممكن است كه همهء معانى مراد باشد . و اللَّه يعلم ( 3 ) در بعضى احاديث وارد شده كه جنّات المأوى بهشت‌هائى است كه در آن ارواح شهدا جاى گيرند ، و بعضى گويند كه در يمين عرش است . و اللَّه يعلم